به نام خالق زیبایی

  دیر زمانی است وقتی اسم اسب دره شوری می آید، رنگین کمانی از قزل وکهر، سمند و کرند در اذهان نقش می بندد که بی درنگ هنر نمایی های شبدیز و شبرنگ، ترلان و توکل، نیمروز و الدوز، وزنه و کارون درخاطرات زنده می گردد. بی اختیار زبان به تحسین کلانتر بزرگ طایفه، زیاد خان سترگ میگشائیم و آفرین گوی کار بی بدیلش می شویم. آنگاه حس غرور با اشک شوق همنوا می گردد، سر به آسمان می ساییم که جهان، حیران از جیران رعنای ایل که با یال طنازش در قله فخر، یورقه ی افتخار می زند.                                                                                                        محمد بهمن بیگی بزرگ مرد ایل و ایران، در اثر جاویدان بخارای من ایل من، با قلم سحارش چنان از اصالت و نجابت، هوش و ذکاوت، هیکل خوش و رنگ قشنگ، چابکی و حرکات زیبای اسب دره شوری می نویسدکه ماهرترین قیقاج زنهای ایل هم به گرد قلمش نمی رسند. توصیف اسب دره شوری آسان نیست، حال شنوندگان و خوانندگان وصف اسب دره شوری هم گفتنی نیست. علاقه مندان بسیاری از اقصی نقاط کشور رنج سفر را به جان می خرند تا به تماشایش آیند، اما جلال و جمال اسب دره شوری چنان بلایی بر سرشان می آورد که مبهوت و مدهوش بر میگردند.خیلی ها در آرزوی دیدارش در صف  فرصت می ایستند تا شاید سعادت، رخصت فرصت بدهد.بخت بلند چند نفر فقط یاریشان کرد که درّ گران و اصیل دره شوری را به رسم پیشکش تصاحب نمایند، آنهم ایلخانی قشقایی و تنی چند از بزرگان مملکت، اما هزاران هواه خواه در حسرت داشتن آن، کاری به غیر از رویا پردازی ندارند.                اسب با اصالت دره شوری، چنان نجابت به خرج داده بود که سیل عاشقان سینه چاکش صف کشیده بودند تا مهتری او را بکنند. زیرا مهتران در تیمار داری اسبان با هوش طایفه، جایگاهی بس رفیع پیدا کرده و قرب و منزلتی بسیار والا بدست آورده بودند و با جد و جهد بسیار به درجه میرآخوری می رسیدند که کمتر از سرلشکری نبود. اوصافی که اسب دره شوری یکجا به گرد خود جمع کرده بود، اسب داران و اسب سواران را ملزم نموده بود تا در تهیه و تدارک لوازم و وسایل نهایت دقت و ظرافت را بنمایند و از عالیترین هنرها در اوج زیبایی و قشنگی برای اسبان خود سفارش دهند، در زین و یراق به کمتر از برنو و شبرو راضی نبودند، جل اسب تابلویی از نقش و نگارهای شور انگیز و دل انگیز، فقط بدست زنان هنرمند ایل به حد اعلا بافته می شد، سینه بند و پیشانی بند، نمایشی از متنوعترین و دلرباترین گمپول ها بود. تَکُّل، طناب، توبره و عرق گیر در نهایت دقت و ظرافت و هنرمندی با کیفیت بی نظیر تهیه می شد، آخور و طویله هم با کبکبه و دبدبه درست می شد. شوخی بردار نبود، لازمه اسب قشنگ و برازنده برند مشهور دره شوری، تجملات با کیفیت عالی در غایت هنرمندی بود.                                                                                                   آوای محبوب گدن آدلی قوچینگ قالدی با صدای سحر انگیز خوانندگان مجبوب ایل رعشه بر اندام هر شنونده ای می اندازد، چنان زیر و بمی به نوای دره شوردان گلن یارم میدهند که غیر از منکوب و میخکوب چاره دیگر نداری و این آوا و نوا در همه سرزمین جغرافیایی ایل با همه موجها و قیقاجها قابل دریافت است. به جرات می توان گفت، فوئر باخ اگر حرکات دلربای اسب زیبای دره شوری را می دید، قطعا ریتم آهنگهایش را با یورتمه آنان تنظیم می کرد. بتهوون هم اگر عمرش قد میداد از شیهه اسب دره شوری آهنگی شورانگیز و جاودان می ساخت که دنیا را به کرنش وا دارد.         اسب دره شوری سوارانش را شرمنده و بازنده نکرده بود بلکه آنها همیشه سر بالا و سر فراز بودند چرا که هیچ وقت در هیچ مسابقه ای نباخته بودند و در هیچ نبردی شکست نخورده و در هیچ غوغایی رم نکرده بودند. اوج شاهکار خود را درخان زنیان و پل خان به انگلیس و رضاشاه نشان داده بودند و آنها را مقهور چابکی و ذکاوت خود و شجاعت سواران نامی خود نموده بودند.                                                                         ویلیام اُ داگلاس قاضی عالی رتبه آمریکایی در کتاب سرزمین شگفت انگیز با مردمی مهربان و دوست داشتنی که در سال 1328ه-ش به نگارش در آورده یک فصل را به نام «قشقاییها سوار بر اسب» نام گذاری نموده است. و با احساس و هیجان به تعریف و تمجید از اصالت و فراست، قبراق و چالاکی، تیزهوشی و تیز پائی اسب ایل می پرازد  و از حرکات خارق العاده اسب و سوار در مسابقه و شکار چنان به وجد می آید که میگوید نمی دانم این حرکات فوق العاده کار سوار است یا اسب دم بریده. از روند پرورش اسب توسط زیادخان می نویسد که خواننده سطور عالی ترین نشان افتخار و برترین لوح سپاس را فقط شایسته زیادخان و دره شوری ها میداند. در قسمتی از کتاب چنین آورده است« ... تیراندازان در یک مسابقه مشکل، سوار بر اسب به تاخت چهار نعل به هدف بایستی تیر اندازی می کردند... زیادخان پرورش دهنده مشهور اسب هر پنج تیرخود را در وسط هدف جا داد و بالاترین رکورد را بدست آورد... من تصور میکردم این بهترین و آخرین نمایش تیراندازی بودکه من دیده ام متوجه نبودم که هنوز باید در این منطقه شاهد ماجراهای نمایشی تازه ای با اسب باشم. من هرگز چنین مهارتی را در تیراندازی حتی در سیرکها و بوسیله ماهرترین تیراندازان جهان ندیده بودم.به هر تقدیر به نطر من قشقاییها نه تنها در بین عشایر بلکه در تمام خاورمیانه بهترین و ماهرترین سوارکاران و تیراندازان هستند .                                 اسب دره شوری فتانه است، عکاسان و فیلمبرداران را به دنبال خود میکشد تا بهترین لحظات را برای دوستدارانش به تصویر بکشند، جشنواره  و همایش برگزار میگردد تاباج زیبایی خود را دریافت نماید، کتاب و مقاله و شعر برایش نوشته می شود تا شهپر و تاج  و لیلی و...به قیقاج زنی بپردازند. چنین است که اسب دره شوری در اوج بال است و ما در بهر موج یال..

 دره شوردان مینینگ آتا                           قیقاج اِدَنگ چِیدَن چاتا  

شالّاق وورانگ کورَنگ، چاپا                        بایداقلاردان آلما قاپا

یورقا گِدَ قویروق توتا                               قیقاج اِدَ جیران توتا

بختی یاتا سامان اوتا                               پالان قویلا پیکک ساتا

آرزومندیم اسب دره شوری در قیقاج بماند.                                            

علی اکبر طاهری---09177029109

شهرضا- 10/5/1395

منبع : طاهری قشقاییقیقاج با اسب دره شوری
برچسب ها : شوری ,بودند ,چنان ,سوار ,حرکات ,قیقاج دانلود زيرنويس فارسي